دُوران سن پورسني
دُوران سن پورسني1 دومينيكي فرانسوي، شارح
عبارات، از پديدآورندگان نامگرايي جديد (متوفا 1334).
مندرجات: 1) زندگي. 2) آثار. 3) فلسفه. 4) نجوم. 5) اقتصاد.
1. زندگي. دوُران سن پورسني در سن پورسن ـ سور ـ سيول در بوربونه (در استان آليا) زاده شد (حدود 1270 ـ 1275؟). در كلرمون فرو به سلك دومينيكيان درآمد. بعدها روانهٴ پاريس شد و در سال 1303 در صومعهٴ سن ژاك آن شهر اقامت داشت. در سال 1312 ليسانس گرفت. از سال1313تا 1317 در آوينيون تدريس ميكرد و احتمالاً پيشنماز پاپ نيز بود. در سال 1317 اسقف ليمو (در استان اود؛ در نزديكي كاركاسُن)، در سال 1318 اسقف لو پي ـ آن ـ وله، و در سال 1326 اسقف مو (استان سن ـ اِ ـ مارن) شد. در 10 سپتامبر 1334 (نه 1332 يا 1333) در مو درگذشت. به او ((دكتر (استاد) حلّ مشكلات))، ((استاد دوراندوس امروزي))، همچنين ((دوراندوس سرسخت))، لقب داده بودند؛ اين آخري بهخاطر آن بود كه او در فرانسهٴ مركزي به دنيا آمد، جايي كه مردمش به سرسختي معروف بودند. سن پورسن جزو اوورنيه نيست، بلكه بخشي از بوربونه است. يعني بوربورنه در شمال اوورنيه قرار گرفته است.
2. آثار. مهمترين تأليف دُوران شرحش بر
عبارات پطروس لومباردي است، كه سالها بر روي آن كار كرد. تحرير اول آن را در سال 1308 آغاز كرد و تحرير سوم را در سال 1327، اين شرح حاوي عقايد فلسفي و علمي اوست و تنها اثري است كه لازم است بررسي كنيم.
در ميان ساير آثارش كافي است اشاره كنيم به رساله درباب عادت (حدود 1312 ـ 1313)؛
بحثهاي گوناگون فلسفي (پاريس 1312، آوينيون 1314): منشأ قدرت و حقانيت پاپ (1329)؛
درباب روٴيت خدا از سوي ارواح آمرزيدهشده در روز رستاخيز (1333)، بر ضد عقايد پاپ يوحناي بيست و دوم. او در رساله درباب عادت بهاين نتيجه ميرسد كه تنها قواي حيات حسي دچار عادت ميشوند، نه عقل يا اراده.
3. فلسفه. دُوران قادر بود درستديني را با برخي افكار مستقل سازش دهد. او عقل را بر مرجع استناد، يعني ((هر استادي كه هرقدر هم مقامش والا باشد)) ترجيح ميداد. (شايد او از اين سخن قديس توما را در نظر داشت).
او ديدگاه واقعگرايي را، كه براي مقاصد الاهيات جزمي بسيار مناسب بود، كنار گذاشت و به مفهومگرايي روي آورد كه حد فاصلي بود ميان واقعگرايي و نامگرايي. كُلّي تنها به صورت مفهوم ذهني وجود دارد. ما تنها اشياي منفرد را درك ميكنيم و بنابراين آگاهي ما باافراد آغاز ميشود،